۲۴ بهمن، ۱۳۹۹

رابطۀ خداوند با فرد 1 دستیابی به خداوند


رابطۀ خداوند با فرد


 اگر ذهن متناهی انسان قادر نباشد درک کند که چگونه یک خدای بسیار بزرگ و بسیار باعظمت همچون پدر جهانی می‌تواند برای دوستی با هر مخلوق بشری از منزلگاه جاودانۀ خویش در نهایت کمال فرود آید، پس چنین خرد متناهی بنا بر حقیقت این واقعیت که یک جزءِ واقعی از خدای زنده در درون خرد برخوردار از ذهن نرمال و به لحاظ اخلاقی آگاهِ هر انسان یورنشیا ساکن است، باید از همدمی الهی اطمینان داشته باشد. تنظیم کنندگان ساکن فکری بخشی از الوهیت جاودانۀ پدر بهشتی می‌باشند. انسان برای یافتن خداوند و تلاش برای مشارکت ربّانی با او نباید دورتر از تجربۀ درونی تعمق روانش روی این حضور واقعی روحانی برود.

 خداوند بیکرانیِ سرشت جاودانۀ خود را در سرتاسر واقعیتهای موجودِ شش همتراز مطلق خود توزیع نموده است، اما او در هر زمان می‌تواند با هر بخش یا فاز یا نوع آفرینش از طریق کارکرد اجزای پیش شخصی خود تماس شخصی مستقیم برقرار نماید. و خدای جاودان همچنین امتیاز اهدای شخصیت به آفرینندگان الهی و مخلوقات زندۀ جهان جهانها را به خود اختصاص داده است، ضمن این که علاوه بر آن امتیاز حفظ تماس مستقیم و پدرانه را با تمامی این موجودات شخصی از طریق مدار شخصیت محفوظ نموده است.

 دستیابی به خداوند

 ناتوانی مخلوق متناهی برای نزدیکی به پدر نامتناهی ذاتیِ، نه انزوای پدر، بلکه متناهی بودن و محدودیتهای مادی موجودات آفریده شده است. میزان تفاوت روحانی میان بالاترین شخصیت جهان هستی و گروههای پایین‌تر موجودات هوشمند خلق شده غیرقابل تصور است. اگر برای رسته‌های پایین‌تر موجودات هوشمند ممکن بود که بی‌درنگ به حضور خود پدر نقل مکان شوند نمی‌دانستند آنجا هستند. آنها در آنجا نسبت به حضور پدر جهانی همانقدر ناآگاه می‌بودند که در اکنون در اینجا هستند. پیش از این که انسان فانی به طور استوار و در حیطۀ قلمرو امکان بتواند درخواست انتقال امن به پیشگاه بهشتی پدر جهانی را بنماید در پیش روی او یک راه طولانی طولانی وجود دارد. انسان پیش از آن که به سطحی دست یابد که دید معنوی به بار آورد، که به موجب آن قادر شود حتی هر یک از هفت روح استاد را ببیند، باید بارها از نظر روحی تغییر و تبدیل شود.

 پدر ما مخفی نیست؛ او در انزوای اختیاری قرار ندارد. او برای آشکار ساختن خود به فرزندان قلمروهای جهانی خویش منابع خرد الهی را در تلاشی بی‌پایان بسیج نموده است. شکوهی بیکران و سخاوتی غیرقابل وصف به عظمت محبت او مربوط است که موجب می‌شود او آرزوی همدمی با هر موجود خلق شده‌ای را که بتواند او را درک کند، دوست بدارد، یا به وی نزدیک شود داشته باشد؛ و از این رو محدودیتهای ذاتی شما، که از شخصیت متناهی و وجود مادی شما جدایی ناپذیر است، زمان و مکان و شرایطی را که به واسطۀ آن ‌بتوانید به هدف سفر فراز انسانی و ایستادن در پیشگاه پدر در مرکز تمامی چیزها دست یابید تعیین می‌کند.

اگر چه شما برای نزدیکی به حضور بهشتی پدر باید تا نیل به بالاترین سطوح متناهی پیشرفت روحی منتظر بمانید، باید به خاطر شناخت احتمال پیوسته موجود همدمی فوری معنوی با روح اعطایی پدر که به طور صمیمانه با روان درونی شما و نفس معنویت یابندۀ شما معاشر است شادمان باشید.

انسانهای قلمروهای زمان و فضا ممکن است در تواناییهای ذاتی و عطیۀ عقلانی به اندازۀ زیاد متفاوت باشند، آنها ممکن است از محیطهایی که به طور استثنایی برای ترقی اجتماعی و پیشرفت اخلاقی مطلوب است بهره‌مند باشند، یا ممکن است متحمل فقدان تقریباً هر وسیلۀ یاری دهندۀ بشری به فرهنگ و پیشرفت ظاهری در هنرهای تمدن شوند؛ اما امکانات برای پیشرفت معنوی در دوران فراز زندگی برای همه یکسان است؛ سطوح فزایندۀ بینش معنوی و معانی کیهانی کاملاً مستقل از کلیۀ چنین ناهمسانیهای اجتماعی- اخلاقیِ محیطهای متنوع مادی در کرات تکاملی به دست می‌آیند.

انسانهای یورنشیا هر قدر هم که در موقعیتها و عطایای عقلانی، اجتماعی، اقتصادی، و حتی اخلاقی خود تفاوت داشته باشند، فراموش نکنید که عطیۀ معنوی آنها یکسان و بی‌همتا است. آنها همگی از همان حضور الهی هدیۀ پدر بهره‌مند هستند، و همگی به طور یکسان از این امتیاز برخوردارند که در پی همدمی صمیمانۀ شخصی با این روح سکنی‌گزین که منشأ الهی دارد هستند، ضمن این که همگی می‌توانند پذیرش راهبری یکسان معنوی این ناصحان اسرارآمیز را برگزینند.

اگر انسان فانی به لحاظ معنوی با دل و جان برانگیخته شود، و به طور تمام و کمال وقف انجام خواست پدر گردد، از آنجا که تنظیم کنندۀ سکنی‌گزین و الهی با قطع و یقین و به طور مؤثر به لحاظ معنوی به او اهدا گشته است، در تجربۀ آن فرد پدیداری بصیرت متعالی شناخت خداوند و اطمینان آسمانی بقا به مقصود یافتن خدا از طریق تجربۀ تدریجی بیشتر و بیشتر همانند او شدن، نمی‌تواند صورت نیابد.

انسان به لحاظ معنوی توسط یک تنظیم کنندۀ فکریِ بقا یافته مورد سکنی واقع شده است. اگر چنین ذهن انسانی به طور صادقانه و معنوی برانگیخته شود، اگر چنین روان بشری اشتیاق شناخت خداوند و همانند او شدن را داشته باشد، و صادقانه بخواهد خواست پدر را انجام دهد، هیچ تأثیر منفی محرومیت بشری یا نیروی مثبت محتمل مداخله کننده‌ای وجود ندارد که بتواند مانع از فراز قطعی چنین روانِ به لحاظ الهی برانگیخته شده به دروازه‌های بهشت شود.

پدر خواستار این است که کلیۀ مخلوقاتش در مشارکت ربانی شخصی با او باشند. او در بهشت مکانی برای پذیرش تمامی آنهایی دارد که وضعیت بقا و طبیعت معنویشان چنین دستیابیهایی را ممکن می‌سازد. از این رو اکنون و برای همیشه در فلسفۀ خود پایدار باشید: برای هر یک از شما و برای همگی ما، خداوند قابل دسترسی است. خدواند دست یافتنی است، راه باز است. نیروهای مهر الهی و راهها و شیوه‌های سرپرستی الهی در تلاش برای تسهیل پیشروی هر موجود ارزشمند هوشمند هر جهان به حضور بهشتی پدر جهانی همگی به هم قفل هستند.

این واقعیت که دستیابی به خداوند مستلزم زمان کلانی است، حضور و شخصیت بیکران را کمتر واقعی نمی‌سازد. صعود شما بخشی از مدار هفت ابرجهان است، و گر چه شما به دفعات بیشمار به دور آن چرخش می‌کنید، می‌توانید انتظار داشته باشید که در روح و مرتبت همواره به سوی درون چرخش کنید. شما می‌توانید از انتقال کره به کره اطمینان داشته باشید، از مدارهای بیرونی همواره نزدیکتر به مرکز درونی، و شک نداشته باشید که روزی در حضور الهی و مرکزی خواهید ایستاد و او را خواهید دید، به بیانی استعاری، رو در رو. مسئله دستیابی به سطوح واقعی و عملیِ معنوی است؛ و این سطوح معنوی فقط به وسیلۀ هر موجودی قابل دستیابی هستند که توسط یک ناصح اسرارآمیز مورد سکنی واقع شده باشد، و متعاقباً برای ابد با آن تنظیم کنندۀ فکر پیوند یافته باشد.

پدر در اختفای معنوی نیست، اما تعداد بسیار زیادی از مخلوقات او خود را در میان تصمیمات عمدی خویش پنهان ساخته‌اند و در حال حاضر از طریق انتخاب راههای انحرافی خودشان و از طریق زیاده‌روی سمج‌‌وار اذهان متعصب و سرشتهای غیرروحانی‌شان خود را از همدمی معنوی با روح او و روح پسر او جدا ساخته‌اند.

انسان فانی تا زمانی که قدرت انتخاب برایش باقی است ممکن است به سوی خداوند کشیده شود و ممکن است مکرراً خواست الهی را ترک کند. فنای نهایی انسان قطعی نمی‌شود تا این که او توان گزینش خواست پدر را از دست بدهد. قلب پدر هرگز برای نیاز و درخواست فرزندانش بسته نیست. فرزندان او فقط هنگامی که نهایتاً و برای همیشه میل به انجام خواست الهی او — شناخت او و همانند او بودن — را از دست می‌دهند، قلوب خود را به سوی نیروی گیرای پدر برای همیشه می‌بندند. به همین ترتیب هنگامی که پیوند با تنظیم کننده به جهان اعلام می‌دارد که چنین صعود کننده‌ای به این انتخاب نهایی و بازگشت ناپذیر دست زده است که مطابق خواست پدر زندگی کند، سرنوشت ابدی انسان تضمین می‌شود.

خدای بزرگ با انسان فانی تماس مستقیم می‌گیرد و بخشی از خودِ بیکران و جاودان و غیرقابل فهمش را عطا می‌دارد که در درون او زندگی کند و سکنی گزیند. خداوند با انسان به یک ماجراجویی جاودانه مبادرت ورزیده است. اگر شما به راهبریهای نیروهای روحی درون و اطرافتان تن در دهید، نمی‌توانید در نیل به سرنوشت والایی که توسط یک خداوند با محبت به عنوان هدف جهانی مخلوقات فراز‌گرای او که متعلق به کرات تکاملی فضا هستند تعیین شده است ناتوان بمانید.

منبع

هیچ نظری موجود نیست: