۱۵ تیر، ۱۳۹۵

نحوه كشته شدن على ابن ابيطالب و دروغ شيعيان

شيعيان در مورد ضربت خوردن على ، در بالاى منابر داستانها را اينگونه اغاز ميكنند :
باری آنروز که حضرت از خانه بیرون میرفته است و میخ در به لباس پاره پوره حضرت گیر می‌کند و حضرت با زبان میخی به میخ میگوید میخ جان مرا رها کن که می‌خواهم بروم شهید شوم، و میخ به حضرت میگوید حضرت جان من بیخیال، و مرغابی ها که معلوم نیست وسط اون بیابون مرغابی از کجا آمده بود، با حضرت گفتند وک وک، کوک 

کوک، یعنی نرو ابن ملجم میکشتت، و حضرت برگشت به آنها با زبان مرغابی ها گفت، کوک وک کوک وک یعنی شما تو این کارا دخالت نکنید ما امامها خودمون میدونیم چیکار کنیم.
منبع:
(منتهی الآمال پوشینه یکم برگ 207)
امام على بعد از ضربه خوردن حضرت فرياد زد ” فزت و رب الكعبه” يعني به خداي كعبه رستگار شدم !!
شیعیان معمولاً به همین قصه ها علاقه دارند و به تاریخ علاقه چندانی نشان نمی‌دهند، آیا مایلید بدانید آن شخصی كه در حال سجده در مسجد ضربت خورد چگونه و در كجا ضربت خورد ؟؟ سري به كتب تاريخى ميزنيم و اين واقعه را پى ميگيريم !

” يعقوبي در تاريخ يعقوبي جلد دوم صفحه ١٣٨ مينويسد :
اما عبدالرحمن ابن ملجم بر در مسجد ايستاد و علي در تاريكي صبحدم بيرون امد پس مرغابيانى كه در خانه بودند در پى او رفتند و بر جامه اش اويختند، پس گفتند: صوائح تتبعها نوائح “فرياد كنندگاني كه نوحه گرانى در پى انهاست”
و سر خود را از دريچه مسجد داخل كرد، ابن ملجم شمشيرى بر سرش نواخت ، پس افتاد و فرياد زد بگيريدش .

” تاريخ بلعمي جلد چهارم و در صفحه ٦٧٤ خود اورده كه :
و چون علي عليه السلام از در مزگت (مسجد) اندر امد و اين ملجم علي را بيافت ، شمشير بزد و شمشير بر پهلوي على اندر امد و گروهي گفتند بر سرش نشست و او را به دو نيم كرد، و على بر مردم بانك بزد كه بگيريدش .
” طبري در تاريخ معروف در جلد ششم صفحه 2684
شرح واقعه را چنين مينويسد:
و شمشيرهاي خود را برگرفتند و بر دري كه علي از ان خارج ميشد نشستند و چون بيامد شبيب ضربتى به قصد او رها كرد كه به بازوي در يا طاق خورد . ابن ملجم ضربتى به پيشانى او زد، وردان فرارى بشد و به درون خانه خود شد …
” طبقات واقدي در جلد سوم صفحه ٢٩ چنين مي اورد كه:
ابن ملجم و شبيب ابن بجزه برخاستند و شمشيرهاى خود گرفتند و امدند بر دري كه علي از انجا خارج ميشد نشستند .. و على همينكه از در بيرون امد بانگ ميزد اى مردم نماز نماز و همه روز چنين ميكرد و بر دستش تازيانه اي بود كه مردم را بيدار ميكرد ،در اين هنگام ان دو مرد جلو مي ايند و از كسى كه خود حضور داشته شنيدم كه بناگاه برق 

شمشيرها ديدم و شنيدم كسي ميگويد حكم فقط ازان خداست نه براي تو اى على، و هر دو شمشير با هم فرود امد و شمشير اين ملجم بر فرق على نشست و چنان انرا شكافت كه تا مغز و نصف پيشاني نفوذ كرد ولى شمشير شبيب به طاق برخورد .
” الكامل فى التاريخ از ابن اثير كه گرايشات شديد شيعى دارد در جلد پنجم صفحه ٢٠٠٠-٢٠٠١ در اينمورد چنين مينويسد :
اينان در برابر پيشگاهى كه على از ان براي نماز بيرون مي امد فر نشستند ، چون على بيرون امد فرياد بزد اي مرد نماز نماز و بدستش تازيانه اى بود ، شبيب او را با شمشير بزد ولي شمشير او به طاق گير كرد ولي ابن ملجم شمشيرش را بر فرق علي فرود اورد و فرياد زد فرمانروايى ازان خداست نه تو على و نه يارانت .
” ابن خلدون در تاريخ العبر در جلد اول ص ٦٣٧ درباره اين حادثه چنين ميگويد :
ابن ملجم با شبيب و وردان وارد مسجد شد و در برابر ان در كه على از ان به نماز مي امد نشستند ، چون على از در درامد و مردم را به نماز فراخواند ، شبيب شمشير خود بالا برد ولى بر طاق در برخورد در اين حين ابن ملجم با شمشير بر پيشانى على زد و فرياد زد الحكم لله لا لك يا علي و لا لاصحابك …
همين داستان در مروج الذهب مسعودى در جلد اول صفحات ٧٧١-٧٧٢ نيز امده .
همانطور كه خوانديد و ميبينيد روحانيون شيعه داستان را بطور كاملا تخيلى و احساساتي براي مردم بيان ميكنند و با افزودن دروغهاى شاخدار به اين داستان، انرا به يكى فيلمهاى تخيلى هاليود تبديل ميكنند .
انچه حاصل اين تجسس تاريخي است اين است كه نه علي در حين سجده ضربت خورده و نه “فزت و رب الكعبه” اى در كار بوده، و در تمامي اين كتب فرياد علي براى بدام انداختن ضارب بگوش رسيده نه چيز ديگرى و اين تفاوت بخاطر نارضايتى و تنفر مردم از خليفه بى تدبير و ناكارامدى بودند كه در زمان 5 سال خلافتش مردم زيادى را 

بيهوده به كشتن داد و اخر سر هم خودش قربانى اين بى كفايتيش شد.
در اينجا از صفحات برخى كتب نامبرده در متن بالا عكس هائى اورده ايم براى اثبات صحت گفته هايمان:



۲ نظر:

Unknown گفت...

شاهکارحضرت علی این بود که بعدازفوت پیامبرباوجودیکه پیامبربه مردم توصیه کرده بودحضرت علی را مردم به جانشینیش انتخاب کنند،وقتی بارأی متفاوت مردم مواجه شد باحترام مردم سکوت کرد ومتعرض نشد...واین رویه رادرمورددوخلیفه بعدی نیز ادامه داد...آنهم درشرایطی که دردنیای آنروزکوچکترین نامی از دمکراسی واحترام به رأی مردم اساسا“وجودنداشت...
دوست عزیز
حالا که به تاریخ شیعه توجه کرده اید لطف کنید تاریخ را نه بر اساس اقوال بلکه براساس افعال تحلیل فرمائید که گفته اند«دوصدگفته چون نیم کردارنیست»
...مؤید باشید.

ناشناس گفت...

شاهکارحضرت علی این بود که بعدازفوت پیامبرباوجودیکه پیامبربه مردم توصیه کرده بودحضرت علی را مردم به جانشینیش انتخاب کنند،وقتی بارأی متفاوت مردم مواجه شد باحترام مردم سکوت کرد ومتعرض نشد...واین رویه رادرمورددوخلیفه بعدی نیز ادامه داد...آنهم درشرایطی که دردنیای آنروزکوچکترین نامی از دمکراسی واحترام به رأی مردم اساسا“وجودنداشت...

دوست عزیز

حالا که به تاریخ شیعه توجه کرده اید لطف کنید تاریخ را نه بر اساس اقوال بلکه براساس افعال تحلیل فرمائید که گفته اند«دوصدگفته چون نیم کردارنیست»

...مؤید باشید.